امروز عید فطر بود.
طبق معمول اکثر سالها رفتم مسجد محل برای نماز عید فطر.
یه مسجد کوچک و دوست داشتنی. من همیشه از سادگی این مسجد و دوست داشتنی بودن روحانی این مسجد خوشحال بودم. این روحانی از آن آدمهای ساده و مردمی هست که آدم احساس قرابت خاصی نسبت به او دارد
هرسال خطبه های نماز عید فطر چیزهایی میگوید که بدرد مردم بخورد و معمولن کوتاه سخن میگوید. هیچگاه سیاسی حرف نمیزند و از آن تندروی های احمقانه ای که معمولن در برخی مساجد وجود دارد اینجا خبری نیست.
همه ی اینها به شکل گرفتن تجسمی خوب از این اتمسفر در ذهن من کمک میکندو اما نکته ای که امروز با آن برخورد داشتم بسیار جالب بود.
مدتی هست که به تقوا می اندیشیدم به شرایط یک انسان با تقوا و امروز این روحانی با دو مثال جالب و به عبارتی آخوندی! جوابم را داد.
او در یکی از خطبه ها در تشریح تقوا گفت :
انسان با تقوا مانند انسانی است که در بیبانی پراز خاشاک و سنگ درحال عبور است و عبای خود را جمع میکند تا کمتر آلوده شود و خود این روحانی دو دستی عبایش را جمع کرد مثل زنهایی که هنگام عبور از جوی آب چادرشان را جمع میکنند که خیس نشود و این مثال چقدر برایم جالب به نظر آمد.
همچنین گفت صورت دوم انسانهای با تقوا این چنین است که اگر اعمالشان را مانند عمامه ای روی سرشان بگذارند و در ملا عام نمایش دهند مردم وی را سرزنش نکنند به عبارت دیگر کاری انجام نداده باشند که در صورت فهمیدن دیگران وی خجالت زده باشد.
این دو تمثیل بسیار برایم جالب بود
خداوند روحانی دوست داشتنی مسجد مارا حفظش کناد
|V|0h3n
سلام.برات جالب نيست كه ماهردواسممون يكي هست؟
راستي يادم رفت بابت وب جالبت بهت تبريك بگم.
ممنونم.
برام جالب که چه عرض کنم! معمولن فقط کسایی که محسن افتخاری هستن اینجا سر میزنن.
اگه نگاهی به صفحه ی درباره ی من بندازی پی به حرفم میبری.